X
تبلیغات
رایتل
پیشنهاد / اسفندماه ۱۳۹۰ - اندیشه بان
جایی برای پاسداری از اندیشه
پیشنهاد / اسفندماه ۱۳۹۰
چهارشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 16:38 | نوشته ‌شده به دست علی‌رضا آقااحمدی

۱. پیشنهاد اول: ببخشید چند روزی نبودم. برای اولین بار رفته بودم جنوب، اردوی راهیان نور، هویزه، طلاییه، شلمچه.

فضای عجیبی بود که در قالب کلمات نمی‌گنجه. خودم اولش اکراه داشتم برم. ولی وقتی پام رو گذاشتم تو خاک شلمچه، جایی که بوی خون چند ده هزار شهید رو می‌شد استشمام کنی، دیگه حالم دست خودم نبود. فقط می‌تونم بگم فضای عجیبی بود. پیشنهاد می‌کنم اگه شرایطش جور شد برای یه بار هم که شده برید این جاها رو با چشم خودتون ببینید.


۲. پیشنهاد دوم: به سه تا کتاب جدید برخورد کردم که خوندنش رو خالی از لطف نمی‌دونم. البته نه تمام کتاب رو. چون خیلی وقت‌گیره.خوندن گزیده‌ای از اون‌ها رو پیشنهاد می‌کنم.


تاریخ فلسفه                                                     نویسنده: ویل دورانت


شناخت از دیدگاه علمی و از دیدگاه قرآن           نویسنده: محمدتقی جعفری


معرفت شناسی در قرآن                                   نویسنده: عبدالله جوادی آملی


۳. پیشنهاد سوم : 

نام ترانه: عروسک

خواننده: ستار

ترانه سرا: اردلان سرفراز

آهنگساز: فریبرز لاچینی

تنظیم کننده: فریبرز لاچینی

دانلود

چاپ این مطلب: کلیک کنید

(0 لایک)
نظرات (11)
پنج‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 16:15
سلام رسیدن به خیر خوش بحالتون شهدا شما رو طلبید اپم وقت کردی سر بزن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.خیلی ممنون.
چشم...
شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 11:05
سلام عرض شد ....

از کتاب هایی که معرفی کردی ممنونم ..ایشالا تو نمایشگاه کتاب به فکرش میفتم تهیه کنم و تو تابستون بخونم ....
عید که اصلا فرصت هیچی ندارم ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام علیکم...
خواهش می کنم.قبول دارم.وقت واقعا کمه.
اگه می خوای کتاب بخری به طور خاص "تاریخ فلسفه" و "بزرگان فلسفه" رو پیشنهاد می کنم.
شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 18:22
سلام علیرضا جان
خوش گذشت
خوش به حالت که به این سفر دوست داشتنی رفتی ...
10 یا 12 سال پیش بود منم از طرف بسیج اسم نوشتم که برم شلمچه ، شبی که فرداش میخواستیم بریم توی اخبار اعلام کردند که اون طرفای شلمچه و طلاییه جنگه و یه جورایی راش بسته شده، حالا یادم که چه اتفاقی افتاده بود ،ولی هرچی بود ما لایق اون سفر نبودیم
این جور سفرا مجردی حال میده و همراه کاروان
ببخش علیرضا من وقت مطالعه و کتاب خوندن ندارم
عیدت مبارک
نوروز و سال خوبی رو برات آرزو میکنم
همیشه شاد باشی و سرحال
بای
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهدیه خانم عزیز...
خیلی خوب بود.راستش اول نمی خواستم برم.
چهارشنبه شب حرکت از راه آهن بود.ثبت نام هم دوشنبه تموم شده بود.یکی از رفقا بهم اس ام اس داد گفت یادته پارسال گفتی سال دیگه میام،الوعده وفا!راست می گفت.اردوی پارسال رو بهش گفتم نمیام و قول سال بعدو بهش دادم.امسال یادم انداخت و هواییم کرد.و این گونه بود که ما رفتیم!!!
چرا نرفتید؟جنگ شده بود؟؟؟چه اتفاقی افتاده بود؟راستی قراره فکه و یه سری جاهای دیگه بره تو خاک عراق همین ماه ها!فکه مقتل شهید آوینی و هزاران شهید دیگه ست...
این سفر که خیلی برای من خوب بود.مخصصوصا شلمچه و طلاییه.قابل توصیف نیست انصافا.
کتاب هم صرفا یه پیشنهاد بود.اگر وقت و حوصله داشتید بخونید بد نیست.عید شما هم مبارک باشه مهدیه خانم.امیدوارم به همه هدف هاتون برسید...
شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 20:50
سلام.من دیشب اومدم کاش میشددوباره برم...واقعااحساسی که آدم اونجا داره هیچ جای دیگه وجود نداره
پاسخ:
سلام...
واقعا همین طوره.ما خودمون شب رفتیم شلمچه.تو مسیر برگشت کنار راه فانوسای چراغ سبز روشن کرده بودن هوا هم خنک بود و یه مناجات زیبا گذاشته بود...اون لحظه تمام آرزوم این بود که این مسیر هیچ وقت تموم نشه...
یکشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 14:10
سلام
شروع خوبی امید وارم که موفق باشید
من دوست داشتم امسال با راهیان نور برم ولی نشد
من در موضوعات فلسفه و معرفت شناسی مطالعاتی داشته ام اگر در این موضوعات مطالب بنویسید استفاده خواهم کرد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عرض شد حسین آقا.امیدوارم شما هم موفق باشید.
چقدر خوبه که تو این زمینه مطالعاتی داشته اید.خوشحال میشم که بتونم از نظراتتون استفاده کنم.
راهیان نور هم به نظرم واجبه هر کس حداقل یک بار بتونه بره...
دوشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 09:58
سلام.منم همون موقع اونجابودم. واقعاعالی بودمن که قلبمواونجا جاگذاشتم.واقعا خداروشکرکاش فرصتی باشدولیاقتی دیگر...
ممنون ازحضورت
پاسخ:
سلام...
آره انصافا.خدا رو شکر که تونستم همچین فضایی رو تجربه کنم...
خواهش می کنم...
دوشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 10:00
آره واقعاشب زیبایی بود
پاسخ:
دقیقا...
جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 16:47
سلام
منم شنبه این هفته از این سرزمین برگشتم...
سرزمینی که واقعا نمیشه حسش بیان کرد...
فقط میتونم بگم جایی که دلت رنگ دنیایی نداره...
راستش بخواین از وقتی که برگشتم یه حس غریبی دارم...
میترسم که دوباره اون عهدهایی که بستم اون حس خوبی که اونجا داشتم...
اینجا ازدست بدم ...
میترسم شهدا(به اذن خدا) دوباره قسمتم نکنن
امیدوارم سالی سرشار از موفقیت علمی و معنوی براتون باشه...
حق نگهدارت
پاسخ:
سلام.
ذقیقا باهاتون موافقم.حسی که آدم تو شلمچه یا طلاییه داره اصلا تو کلمات جا نمی شه.وقتی بدونی خاکی که الان داری روش قدم بر می داری همون خاکیه که ده ها هزار انسان اون رو به ازای پرداخت خون خریدن دیگه نمی تونی چشمت رو به این راحتی ها ببندی.
من خودم حالا حالا ها دیگه دوست ندارم برم اونجاها.چون می ترسم دفعه بعدی که رفتم یه چیزایی پیش بیاد که به خاطر اون ها دیگه این خاطره های شیرینم از سفر کمرنگ بشه/
سال نوتون مبارک.سال مفیدی رو برات آرزو می کنم.
به امید خدا...
جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 18:32
سلام سال نوتون مبارک امیدوارم سال بسیار خوب و سرشار از موفقیت داشته باشی.
این حس مشترکی است که اکثر بازدید کنندگان جنوب دارند خوشبحالتون یکی از آرزوهای بندس که اونجارو ببینم ولی تاکنون موفق نشدم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عرض کردیم جناب...
هم چنین برای شما چنین سال پرباری رو آرزو می کنم.
جالبه واقعا.اما حیف که یه سری مسائل اجازه نمی ده همه به این سفر مشتاق باشن...
دوشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 21:24
سلام خوبید آیا؟

منم یه بار رفتم جنوب منتها خلی جذب نشدم.

ببخشیدا اگه ما این کتابایی که گفتید رو بخونیم شما درسای ما رو میخونید جامون امتحان بدید؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلاااااااااااااااام علیکم مهدیه خانم.شما کجا این جا کجا؟!ممنون.شما چطورید؟
نمی دونم واقعا چرا جذب نشدید.به خیلی عوامل بستگی داره.مثلا اگه همراهتون کسی بوده باشه که باهاش رودربایستی داشته اید یا مثلا اگه برنامه اردو به درد نخور باشه یا مهم تر از همه اگه حال مخصوص این جور جاها رو نداشته باشید خیلی نمی چسبه!یادمه یه بار هم من گفته بودم جمکران جو خاصی داره و شما باز هم حرف من رو قبول نداشتید!
کتاب ها رو هم من روی پیشنهادم به کسایی بود که می خوان تو زمینه شناخت یا تاریخ فلسفه مطالعه داشته باشن.در ضمن تو خود متن پست هم گفتم که خوندن کل کتاب وقت گیره.به خاطر همین گزیده ایش رو بخونید.
راستی من حاضرم بیام امتحان بدما!ولی دیگه عواقبش با خودتون
دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 16:00
سلام آقا علیرضا
منم خیلی دوست دارم برم شلمچه ولی اجازه نداریم بریم
پیشنهاداتون را خوندم. ولی منکه زوده برم دنبال این کتاب های قلمبه ای که شما گفتین.
چون یه عالمه کتاب دیگه نیازمه که بخونم.
موفق باشین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر فرزانه خانم!
چرا اجازه ندارید؟!!!!!

نه بابا!کتابا این جوری هم دیگه نیس!البته من اونا رو پیشنهاد دادم برای کسایی که می خوان همین موضوع اصلی وبم رو دنبال کنن.
ولی اگه رمان خون و داستان خونید و این کتاب بزرگ علوی رو نخوندین حتما بخونیدش.
همچنین شما!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
 
تقویم
اسفند 1396
شیدسچپج
1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29
آمار
بازدیدکنندگان : 47324