X
تبلیغات
رایتل
غزل شماره‌ی ۴۳۹ حافظ - اندیشه بان
جایی برای پاسداری از اندیشه
غزل شماره‌ی ۴۳۹ حافظ
پنج‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 20:11 | نوشته ‌شده به دست علی‌رضا آقااحمدی

در راستای تکمیل مباحث دل‌نشین علوم انسانی، تصمیم گرفتم بخش جدیدی به نام «غزل‌بان» رو به وب‌سایت اضافه کنم. در این بخش اشعاری رو از پنج زیرشاخه ذکر، و برداشت و تفسیر مختصری از اون‌ها رو هم بیان می‌کنم. این پنج زیرشاخه عبارتند از غزل های: عطار، مولانا، سعدی، حافظ و پست مدرن. این توضیح رو هم اضافه کنم که غزل‌های پست مدرن، غزل‌هایی هستند که از نظر سبک و سیاق ادبی مشابه غزل‌های کلاسیک سروده می‌شن و از نظر محتوایی و مفاهیم و کلمات، کاملا امروزی‌اند. از شاخص ترین غزل‌سراهای پست مدرن کشورمون می‌تونیم به علیرضا آذر، حسین جنتی، مهدی فرجی، حسین زحمتکش، اصغر عظیمی‌مهر، مرحوم نجمه زارع، سید مهدی موسوی و امید صباغ‌نو اشاره کنیم.

با این مقدمه به سراغ اولین غزل انتخابی از حافظ می‌رم.


دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدیکز عکس روی او شب هجران سر آمدی
تعبیر رفت یار سفرکرده می‌رسدای کاج هر چه زودتر از در درآمدی
ذکرش به خیر ساقی فرخنده فال منکز در مدام با قدح و ساغر آمدی
خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویشتا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دستآب خضر نصیبه اسکندر آمدی
آن عهد یاد باد که از بام و در مراهر دم پیام یار و خط دلبر آمدی
کی یافتی رقیب تو چندین مجال ظلممظلومی ار شبی به در داور آمدی
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشقدریادلی بجوی دلیری سرآمدی
آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمونای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
گر دیگری به شیوه حافظ زدی رقممقبول طبع شاه هنرپرور آمدی









۱حافظ در خواب ماه‌رویی را می‌بیند و با همین تصویرِ در خواب، شب هجران و دوری به پایان می‌رسد و این ماه‌رو چه معشوقه‌ی بلندمرتبه‌ای است که حتی با تصویرش در خواب، تاریکی به پایان می‌رسد.

 

۲کاج = کاش

پس از دیدن روی معشوق در خواب و تمام شدن تاریکی شب، حافظ اندکی از یارش می‌گوید و به سفرکرده بودن او اشاره می‌کند. بی‌تابی و لحظه‌شماری برای آمدن یار، این بیت را این‌چنین امیدوارانه کرده است.

 

۳ذکر = یاد / فرخنده فال = خجسته / قدح= پیمانه‌ی شراب (در اصطلاح عرفا، وقت را گویند.) / ساغر = جام شراب / ساقی = شراب دار، پیاله گردان (در اصطلاح صوفیه، فیض رسانندگان و ترغیب‌کنندگان را گویند که به کشف رموز و بیان حقایق دل عارفان می‌پردازند.)

این بیت می‌تواند در ادامه‌ی دو بیت قبلی باشد و این منظور را برساند که یار سفرکرده‌ی حافظ، ساقی او بود که بدو حیات و جنب‌وجوش می‌بخشید؛ و چه‌بسا این ساقیِ سفرکرده، چیزی از جنس عشق یا ایمان بوده باشد که حافظ دل‌تنگ آن است.

 

۴خوش بودی = خوب می‌شد / رهبر آمدی = راهنمایی می‌کرد

شاعر که دستش از یار کوتاه و دل‌تنگ آن سفرکرده است، از خواب یاری می‌جوید و آرزو می‌کند معشوق خواب سرزمین خود را ببیند و او نیز دل‌تنگ شود و از سفر بازگردد. همیشه «خواب» نقشی زیبا و دل‌نشین در افکار و اشعار عاشقان داشته است.

 

۵ازل = زمان بی‌آغاز

لطف و توجه معشوق ازلی چیزی نیست که با ثروت و قدرت به دست آید؛ و اربابان پول و مقام چون اسکندر، هرگز نخواهند توانست صرفاً با «گنجینه و چکمه» به ماندگاری درخشان در تاریخ برسند.

 

۶خط = نامه، دستخط

در این بیت حافظ با دلگیری از روزگاری یاد می‌کند که دلبرش هرلحظه از او خبر می‌گرفت و برایش نامه می‌فرستاد؛ اما همان‌طور که در ابیات دیگر مشاهده می‌کنیم، محبوب سفرمی کند و از دلدار خود بی‌خبر می‌شود.

 

۷یافتی = می‌یافت / رقیب = محافظ، مراقب / داور = قاضی

شاعر در این بیت به دل مظلوم خود که از ظلم‌های رقیب خون شده اشاره می‌کند و کار او را به خداوند عادل واگذار می‌نماید.

 

۸عشق چنان ذوقی در دل انسان ایجاد می‌کند که عظمت آن برای هرکسی قابل‌درک نیست. باید با کسی از عشق سخن گفت که طعم تلخی و شیرینی آن را چشیده باشد و دلیرانه مصائب را به جان خریده و دریادل شده باشد.

 

۹در راه «دریادل» و «جاودانه» شدن، انسان‌ها و  اندیشه‌های مختلفی سعی در راهنمایی انسان دارند. حافظ هشدار می‌دهد که باید از تمام معلمینِ سرکوب‌کننده‌ی دل و احساس و شهود پرهیز نمود.

 

۱۰رقم زدن = مرقوم داشتن، کنایه از شعر سرودن

درنهایت حافظ بیت آخر را با ستایش از شعر خود به پایان می‌رساند و می‌گوید هرکسی دیگری نیز مانند حافظ شعر بگوید، اثرش مقبول شاه هنرشناس می‌افتد.

 


+ تفسیر فوق از شعر حافظ، تفسیر شخص ی بنده است و ممکن است با مقصود اصلی حافظ متفاوت باشد؛ چرا که از نگاهی دیگر به غزل می‌توان گمان برد به آن که حافظ این شعر را برای حاکم قبلی شیراز سروده است؛ اما ویژگی اصلی شعر حافظ، قابلیت آن برای تفسیر به رای می‌باشد. بنابراین ما هم از این قابلیت حداکثر استفاده را بردیم.

++ فایل صوتی این غزل با صدای دکتر موسوی گرمارودی


چاپ این مطلب: کلیک کنید

(0 لایک)
نظرات (1)
سه‌شنبه 1 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 01:56
سلام.یه نیم ساعتی طول کشید تا خوندمش.و خیلی قشنگ بود‌.و‌تفسیرشم که دیگه هیچی..:راضی
وقتی داشتم‌اینو‌میخوندم داشتم به این فکر میکردم که حافظ و سعدی تو اون قرن هفت و اون موقعا با توجه به اون شرایط اجتماعی که داشتن بازهم احساسشون حرف اول رو میزده...خیلی جالبه که آدم از احساس سرشار باشه و بروزشم بده ذر قالب شعر..!شعرای الانم بروز احساسه ولی نه قشنگ‌نیست سادگیه اون موقعا رو نداره..!
بی ربط بود ولی خب فی البداهه بود..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و درود!
آره اون موقعا چیزی به اسم «ذوق» خیلی معیار مهمی بود. همین سعدی و حافظ هم پشت خیل از شعرای احساسی شون، کلی فکر و حکمت و فلسفه خوابیده. البته تو شاعرای جوونمون هم کلی استعداد داریما. اصلن نباید دست کم گرفتشون. مخصوصن غزل سراهای جوون رو...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
 
تقویم
اسفند 1396
شیدسچپج
1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29
آمار
بازدیدکنندگان : 47311